العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

107

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

گفت يا رسول اللَّه از طرف شما پيكى آمد و ما را دعوت باسلام نمود مسلمان شديم بعد ما را به نماز و روزه و جهاد دعوت كرد ديديم كار خوبى است بعد ما را از زنا و دزدى و غيبت و كار زشت باز داشت ما هم اين كارها ترك كرديم پيك شما بما گفت بر ما واجب است داماد شما على بن ابى طالب عليه السّلام را دوست بداريم سرّ اين چيست با اينكه عبادت شمرده نميشود . پيامبر اكرم فرمود : بواسطه پنج امتياز . اول اينكه من در روز بدر پس از تمام شدن جنگ نشسته بودم كه جبرئيل نازل شده گفت خداوند سلامت مىرساند . و ميگويد من مباهات كردم امروز بواسطه على با ملائكه آن موقعى كه در بين صفوف جنگ در نبرد بود و اللَّه اكبر ميگفت ملائكه با او تكبير ميگفتند . قسم بعزت و جلالم حب او را ارزانى ميدارم به كسى كه دوست او باشد و بغضش را به كسى كه با او دشمن باشد . دوم من روز جنگ احد نشسته بودم كار تجهيز عمويم حمزه تمام شده بود كه جبرئيل بر من نازل شد . گفت يا محمّد خداوند مىفرمايد نماز را واجب كردم . و آن را از مريض برداشتم و روزه را واجب نمودم اما از مريض و مسافر برداشتم و حج را واجب نمودم اما از ناتوان فقير برداشتم و زكات را واجب نمودم اما از كسى كه مالك نصاب نباشد برداشتم ولى دوستى على بن ابى طالب را برايش راه فرارى نگذاشتم . سوم . خداوند هيچ كتابى را نفرستاده و نه خلقى را آفريده جز اينكه برايش سرورى قرار داده قرآن سرور كتابهاى آسمانى است و جبرئيل سرور ملائكه يا فرمود اسرافيل . و من سرور انبياء هستم و على سرور اوصياء ، هر چيزى سرورى دارد دوستى من و دوستى على بهترين چيزى است كه بنده مطيع ميتواند بوسيله آن به خدا تقرب جويد . چهارم . خداوند در دلم انداخت كه حبّ على درخت طوبى است كه خداوند در بهشت آن را بدست خويش كاشته .